بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوست من !
...
داره می آد ! صداشو شنیدی ! ؟
قدم هاشو حس کردی ! ؟
داره می رسه از راه اونیکه سالها منتظرش بودی !
مراقب باش اگه دیر بیایی ، اون می ره بی تو !
اگر دیر بیایی ، اون می رسه از راه با کوله باری از عشق ، با کوله باری از نور ، با کوله باری از شعور ، با کوله باری از حضور !
مراقب باش که اگه اون برسه از راه و تو نباشی اون دلش خیلی می گیره ! اما می دونی اون بدون تو هم می ره به راه !
آره اگر اون بیاید و تو نباشی خیلی بد می شه به جون تو ! پس پاشو و همین امروز کفشاتو پا کنو راه بیافت !
اگر اون بیاید تو آماده نباشی اون دلش می گیره از تنهایی ، اما بازم می ره تو راه !
پاشو ! بچگی نکن ! خامی رو کنار بذار ! حواستو جمع کن ! امسال همینطوری سر نکن !
کودک که بودی بهت گفتم یه روزی می رسه از راه ! یه روزی همین دور دورها !
اما حالا که بزرگ شدی بهت میگم : نزدیک شده ! نزدیک نزدیک !
پاشو ! پاشو ! بس دیگه ! تنبلی ، خواب ، سستی و تردیدُ رها کن ! اون داره می آد از راه !
راستی شنیدی که وقتی بیاد خیلی چیزها نو می شه ! اگر او بیاید و همه چی نو بشن اما اما ... اما تو نو نباشی بوی کهنگیت همه جا رو بر می دارها !
چشماتو وا کن ! نورش نگاه کن ! هنوز ندیدیش شعورش حس کن !
آخه دیدن اون وقتی همه تابلو دیدنش که هنر نیست ! ارزش نداره ! داره ؟؟؟
هنر اینکه الان که فقط نورش رسیده و بوش داره می آد تو چشماتو خوب وا کنی و اونو ببینی !
آره در جایی که همه نگاهشون خیره به چشمای داش شی طون ! بهتره تو تمرکزتو بذاری رو شعور اون ! روی حضور اون !
راستی یاد هست که بهت چی گفتم ؟ خوب فکر کن !
.
.
.
.
گفته بودم : روزی دوباره خواهد آمد ! و فریاد خواهد زد :
ای سبدهاتان پر خواب ! سیب آوردم ! سیب سرخ آگاهی !
یادت اومد ! توی اون شبی که همه با هم صدا می زدیم :
ای دگرگون کننده ذهنها و تصاویر ذهنی ! ای تغییر دهنده هستی ! ما را به بهترین صورت متحول کن!
انگار خدا صدامونو شنید ! انگار خدا ذهنهای پاکمونو دید ! داره می آد !
اگر اون بیاد و تو نباشی اون می ره بی تو اما دلش همیشه پیش تو می مونه به خدا !
اون داره می آد اگر تو قوی نشی زیر دست و پاش له می شه به خدا !
آخه اون قدمهاش سنگینه ! آخه عزیزم کوله بارش همه نوره ! همه شعوره !
آخه می دونی اون هر چی داشته از خونش آورده تا اینجا باقی بمونه به خدا !
اون اومده که پیش همه زمینیها سفرشو وا کنه ! خیلی غذا واس همگیمون آورده !
اگر سفرش وا کنه و تو مهمون سفرش نباشی خیلی ناراحت می شه ! آخه اون خیلی با مرامه ! آخه اون خیلی عاشقه !
پاشو ! پاشو کیفتو بردار ! لباسهای قشنگتو بپوش ! عطرهای زیبا بزن و راه بیافتد !
چیز دیگهای هم بر ندار ! اونجا همه چیز هست !
فقط قشنگترین لباسهاتو تنت کن ! لباسی که توی چشمای اون زیبا باشه ! !!!!!
می گی : باشه واسه فردا ! !!!
می گم گوش کن : اگه همین الان هم راه بیافتی احتمال اینکه برای همیاری سفره پهن کردنش نرسی وجود داره ها !
مگه تو نمی خواستی همیارش بشی! مگه تو نمی خواستی همراهش بشی ! پاشو ! داره دیر میشه !
اونیکه منتظرش بودی داره می آد !
گوشاتو پاک کردی ! ؟ چشاتو واسش تیز کردی ! ذهنتو براش خالی کردی !
کلامتو برای معرفیش اصلاح کردی ! دهنتو برای شنیدن حرفهاش تربیت کردی ! !!!
دیدی گفتم خیلی دیره ! !!!
اون داره می آد ! گام به گام نزدیک تر می شه !
آیا تو پذیرای وجودش شدی ! آیا حاضری اون راهبر و راهنمای تو بشه ! ؟
آیا تو اسماعیل هاتو براش ذبح کردی ! ؟
اون داره می آد .... آماده شو !
سید هومن سادات کیائی - 23/10/88